تبليغاتX
شعر آبادان - مرکز شهر بیابونه






مرکز شهر بیابونه 

آسمان غربال

بوی باروت

تلاش برای نفس کشیدن ....

فراوان رنج برد زنی

تا از اولین بوسه اکسیژن

به ریه ام

خرسند شوم

سرمست بوی خون نره می زدم

های ثانیه ...

بابا چند روز است که نیست ؟

در یاد کودکانه ام هست

که مادر فقط می گریست

 

تن ها  می پاشید از هم

                                  در جوار کارون

نگاه کن هنوز هم سرخ است

از شرم آفتاب سوزان

غروب عرفانی اش چشمک می زند 

به تن کودکی هفت روزه

که بابا را

صلیب شکسته دشمن به خدا وصل کرد

برادر ها   پدر ها   پسرها

دل به دریای شرف زدند

تا خرمشهر شد شهر خون

غرق در شور و عشق و جنون

آمده بود تا تار کند

بین من و تو خورشید را

به یغما برد ناموس و کسری و تخت جمشید را

فکر می کرد گربه بی صاحب است

پنداشت ایران دیری بی راهب است

سدس از عشق عقب نشاندش

خلق دانستند

شیطان بزرگ به این حرص کشاندش

 

سالها از عشق گذشت

صبح عاشقی هرگز برنگشت

در گیر دار نان و زندگی در آپارتمانها

ماندیم از عشق و عاشقی

 و ساروانها

به گوش باش

تا عشق نمرده

مرحم ببندش

 تا معاویه زمان از بینش نبرده

به گوش باش 

تا دجالها باقی اند

خرما ریزان در فکر سلاخی اند

شنوندگان عزیز توجه فرمائید

شنوندگان عزیز توجه فرمائید

خرمشهر...!! 

هنوز  هم ویران است

اگر چه مهد دلیران است

حالا شهر بی نسیبان است

شهر ناله کودک فقیران است

 

ها    کا  می دونم لحن شعرم عوض شد

دل کوچیکم از همون اول بی هم نفس شد

به کی بگم آبادان هنوز داغونه

کی می دونه مرکز شهر هنوز بیابونه ؟

کدومتون می دونه دریا قلی کی بود ؟

بی خیال جونش تا خود آبادان رکاب زد

ها   کا دمتون گرم

اسممونه نهادین خالی بند

بی خیال طی کن

جنگ که تموم شد

کاکا می دونم تکراریه

همه یادشون رفت

ولی به همون غروب کارون قسم

هنوز وا می ایستم جلو دشمن

هنوز قطار فشنگ می بندیم

تمام بهمن شیره شنا می کنیم

تا با دشمن بجنگیم

به سید ممد قسم

هنوز غیرت هست تو وجودمون

هنوز هرکی بخواد زد حال بزنه

به جوش می یاد خونمون

هنوز یادمه پرپر شدن جونا

تا یه وجب از خاک نشه مال اونا

ولی حالا هکتار هکتار ارزشامون

داره می شه باد هوا

به ولای علی خسته شدم 

از پرسه زدن تو این خرابه ها

فقط یه آرزو دارم

که تو نقشه اسم این شهر ویران

باشه یه روزی

آبادان

نوشته شده توسط ابادانی تنها | لينک ثابت | موضوع: |