شعر آبادان
|
|
سایه ام از من می ترسد سایه ها سایه ها مگه بی کارید ؟ که اینطور پریشون روی دیوارید؟ دیگه همه می دونن چقدر تیره و تارید شاید هم عاشق غار غارید شما انعکاس سیاه دنیائد چند وقته روی دیوار دنیای مائید ؟ یکی می گفت آشنای خدائید از مائید اما خیلی جدائید دنیا سیاه شد پس کجائید؟ نکنه ما رو دیواریم و شما رهائید ؟ نکنه ما سکوتیم و شما صدائید؟ نکنه ما عروسکیم و شما عروسک گردون مائید؟ ما دیویم و شما پریون و رویائید ما شعریم و شما شاعر مائید سایه سایه ها مگه بیکارید که دل شکسته زندونی دیوار مائید؟
نوشته شده توسط ابادانی تنها | لينک ثابت | موضوع: |
|
|