شعر آبادان
|
|
معشوق به نام او که زنامش وجودت آمد پدید که زیبایی عشق را باید بدید شب رفت و سحر پدیدار شد عاشق از خواب غفلت بیدار شد گفتم ای عاشق به دیده و نه به دل کجابینی عشق مابین سه دل دو رویی در دیار عاشقان جفاست تنها ترین معشوق تنها خداست سال نو پیشا پیش مبارک نوشته شده توسط ابادانی تنها | لينک ثابت | موضوع: |
|
|